السيد محمد حسين الطهراني

40

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)

و أمّا دربارهء مطلب دوّم كه انتقاد از علم فلسفه است ، بايد بگوئيم : اين نيز خطائى است بس بزرگ و غلطى بسيار سِتُرگ . زيرا يكى از جهازهاى وجودى ما قوّهء عاقله است ، كه تمام أحكام و مسائل خود را در جميع امور بر آن اساس پايه گذارى مىكنيم ، و بوسيلهء آن در ترتيب قياس‌هاى منطقيّه براى حلّ مجهولات لا تُعدّ و لا تُحصى استمداد مىجوئيم ؛ و در اين صورت چگونه ممكن است علم منطق را كه راه ترتيب قياسات است ناصحيح شمرد ؟ و چگونه ممكن است كه فلسفه را كه بر اساس برهان روى قواعد و مسائل منطقيّه قرار مىگيرد باطل دانست ؟ مسائل فلسفيّه همچون مسائل رياضى است كه مبتنى بر

--> - خداست كه بسيار بسيار به ندرت صورت مىگيرد ؛ و گرنه سلوكى است كه سالك به خيال حصول جذبه مىكند ، و اين سلوك بدون استاد است كه داراى خطرات فراوان از ورود أمراض گوناگون و ماليخوليا و جنون و ضعف و نقاهت و كوتاه شدن عمر ، و دورى از مجتمع و رها كردن كسب و كار و زن و فرزند ، و بالأخره در دام أبالسهء إنسىّ و جنّى گرفتار شدن ، و بر اريكهء أنانيّت و فرعونيّت تكيه زدن و غير ذلك از آفات اين طريق است . هزار دام به هر گام اين بيابان است * كه از هزار هزاران يكى از آن نرهند - در كتاب « روح مجرّد » از ص 40 تا ص 54 ، دلائلى را كه بعضى از مدّعيان ، بر عدم لزوم استاد در سير و سلوك الى الله آورده‌اند ، ذكر فرموده هر يك را به تفصيل پاسخ داده‌اند - م .